نسرین بصیری
 
جمعه ۹ اکتبر ۲۰۰۹
میان ماه من تا ماه گردون

دیروز نهاد روزنامه نگاران پارلمانی آلمان با عنوان "بوندس پرسه کنفرنس" شصت ساله شد . هم رادیو و هم تلوزیون آلمان تولد این نهاد را با آب و تاب جشن گرفتند وخبرش در نشریات جایگاه ویژه ای داشت.

این نهاد به وسیلۀ روزنامه نگارانی پایه گزاری شده که دربارۀ پارلمان گزارش تهیه می کردند. یکی از نکاتی که در گزارش ها روی آن تاکید می شد استقلال و قدرت این نهاد است. مثلا وقتی "بوندس پرسه کنفرنس" (کنفرانس مطبوعاتی آلمان فدرال) از نمایندگان مجلس و از دولتمردان و زنان دعوت می کند تا در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کنند، روزنامه نگاران همه کاره و صاحب اختیار و میزبان و اداره کنندۀ نشست هستند. سیاستمداران در این برنامه به عنوان میهمان حضور پیدا می کنند و به سوالات روزنامه نگاران پاسخ می گویند و نقشی جز این ندارند.

یکی از روزنامه نگارانی که برنامۀ یک تلوزیون آلمان با او مصاحبه می کرد در بارۀ نحوۀ ادارۀ نشست ها گفت؛ "کنفرانس زمانی پایان می یابد که آخرین سوال را از سیاستمداران کرده باشیم و پاسخش را هم گرفته باشیم."

در حال حاضر 900 روزنامه نگار در"بوندس پرسه کنفرنس" عضویت دارند . این نهاد صاحب بنایی جادار و زیباست در مرکز شهر برلین نزدیکی های پارلمان و کاخ نخست وزیری که یکی از معماران مشهور طرح ساختمانش را داده.

من هم مثل خیلی از دختران شبیه مادرم هستم . تا چشمش به چند درخت و منظره زیبا در آلمان می افتاد ، فوری می گفت اینجا را ببین عینا مثل دماوند است. یا وقتی در جنوب آلمان در جاده ای کوهستانی رانندگی می کردم محال بود نگوید مثل جادۀ چالوس است و همه برکه های و تالاب ها گرچه روی شان نیلوفر آبی نمی شکفت برای او یاد آور مرداب انزلی بودند.

من هم تا این گزارش را دیدم به یاد روزنامه نگاران خودمان افتادم . البته اینبار نه به دلیل شبیه بودن شرایط . بلکه بخاطر فاصله ای که میان ماه من و ماه گردون است ! و سری زدم به سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران ایرانی

و عنوان ها و تفاوت ها را زیر ذره بین بردم. دیدم:

وقتی روزنامه نگاران آلمان دور هم جمع می شوند از سیاستمداران در بارۀ سیاست های خرد و کلان وروش ها ی مملکت داری سوال می کنند. گاهی هم سیاستمداران را بازخواست می کنند.

وقتی روزنامه نگاران ایرانی دور هم جمع می شوند این دولتمردان و قدرتمندان هستند که شاکی می شوند و می برندشان و از ایشان سوالاتی می کنند و باز خواست شان می کنند.

گاهی هم روزنامه نگاران و نهاد شان خود تبدیل به خبر می شوند. و می پرسند چه شده و چرا اینهمه بلا بسرشان آمده است و مثلا از پلمپ قطعی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران شکوه می کنند و از حضور نزدیک به ۴۰ روزنامه‌نگار در زندان‌‌ها به اتهام دست‌داشتن در حوادث و ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری، سخن می گویند

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایرانی به ستوه می آید و به رئیس مجلس نامه‌ی سرگشاده ای می نویسد

"...بازداشت‌های گسترده فعالان عرصه اطلاع رسانی، تحدید و تهدید گسترده مجاری انتقال خبر، تخدیش جایگاه رسانه و تبدیل آن به انتقال دهنده صرف منویات صاحبان قدرت، تعریض به جایگاه نهادهای صنفی اهالی رسانه و ممانعت از فعالیت آنها و اقداماتی از این دست که شما بعنوان رییس پارلمان کشور بیش از همه باید بر آن واقف و آگاه باشید، فضای اطلاع رسانی در کشور را به جایی رسانده که بی شباهت به گام زدن در میدان مین و ایستادن بر طناب کشیده شده روی آتش نیست.»

عنوان خبر ها و مقالاتی که روی سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران ایرانی هم اکنون به چشم می خورد و لابد چون در نهاد را پلمپ کرده اند زیاد هم به روز نیست را سرسری مرور می کنم

چرا انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران پلمب شد؟

روايت توقيف روزنامه اعتماد ملي

محاكمه يك روزنامه نگار در شيراز

آزادي حسن زاده؛مديرعامل سابق ايسنا

يك ناشر روزنامه ديگر به جمع ورشكستگان پيوست

رفع توقيف روزنامه‌شرق

سه روزنامه‌نگار ممنوع الخروج شدند

عنوان ها را می خوانم و یاد نوشته های مسیح علی نژاد می افتم که خبرنگار پارلمانی بود و در کتابی شرح داده چرا و چگونه دستور دادند به مجلس راهش ندهند .

می خوانم و به یاد می آورم که تازه ورود به این انجمن کار هر کسی نیست و شرایطی دارد . باید اول از همه اساسنامۀ این انجمن را بپذیری که خیلی چیز ها توی آن نوشته شده از جمله اینکه باید " متدين به يكي از اديان رسمي كشور" باشی

posted by Nasrin Bassiri| Balatarin | | @ ۱۷:۱۴  
1 Comments:
  • At ۹ اکتبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۷:۴۱, Anonymous نيلوفر شميرانی said…

    خيلی دردناک است . زمانی که ما دارای بزرگترين تمدن و پيشگام حقوق بشر بوديم ، اينان کجا بودند ؟! و امروز چه فاجعه بار است اين سقوط در تاريخ . مرسی نازنين از مطلب خوبی که نوشتيد

     
ارسال يک نظر
<< Home
 
وبلاگ نسرین بصیری
یادداشتهای نسرین بصیری
تازه نوشته ها
آرشیو

روزنامه نگارم و مسئول برابری حقوق زنان هستم در دانشگاه هنر برلین . آرزوهایم خیلی بزرگ، توقعاتم متوسط و امکاناتم خیلی کوچک است. وبلاگ نمی نوشتم چون سرم شلوغ است و بیش از این رابطه نمی خواستم. وبلاگ می نویسم چون دوست دارم پراکنده هایم یکجا جمع شوند و هفت ماهه به دنیا آمده ام و گاهی عجله دارم حرف هایم زود به گوش مخاطبانم برسد

پیوندها
----------------------------------------





Powered by WebGozar

سیب